ماجرا برای ایرانیان تلخ است، جدا شدن ۱۷ شهر قفقاز به دنبال آن جدا شدن باختر ایران بزرگ را تاریخ فراموش نمی کند. اما دست پخت های انگ شرور خورده حزب کمونیست شوروی این روزها یک دیوار به پشت سر خودشان کشیده اند و دنبال هویتی جعلی هستند.
در طول زمان حکومت کمونیستی در اتحاد جماهیر شوروی دو جمهوری همواره به بدترین الفاظ و زشت ترین القاب پذیرایی می شدند. چچنی ها و آذری های شوروی همواره لقب شرور را به دوش می کشیدند که البته ریشه چنین روشی برای کنترل آنها کسی جز همشهری های خود آنها نبودند.
چنان که علی اف موسس ظاهری جمهوری آذربایجان پیش از فروپاشی شوروی که وی نماینده حزب مرکزی کمونیست شوروی در این جمهوری بود، نقش یک منجی را برای جمهوری آذربایجان بازی کرد.
البته این تنها به منطقه آذربایجان برنمی گردد، تمامی جمهوری های استقلال یافته پس از فروپاشی توسط همان نمایندگان حزب مرکزی کمونیست اداره شدند.
مهمترین مشکلی که پس از استقلال برای این جمهوری ها به وجود آمد، نبود یک هویت مشخص و کامل بود، چون بیشتر این جمهوری ها مناطق یا اقوامی از دیگر ملت ها بودند که پس از تقسیم جهان به دو بلوک شرق و غرب به ضمیمه خاک شوروی کمونیستی درآمدند.
با اینکه اتباع این کشورها تلاش کردند در دانشنامه های عمومی تاریخچه ای برای خود دست و پا کنند اما به لحاظ سندیت هیچگاه نمی توانند افکار عمومی را منحرف و تاریخ را تحریف کنند و از همه بدتر با این شیوه راه بازگشتی هم به سمت فرهنگ و اصالت خود در منطقه باقی نگذاشته اند.
در این میان آذربایجانی ها تلاش بیشتری را برای تولید هویت به خرج می دهند. آنها از شمال به منطقه قفقاز و توابع روسیه ارتباط دارند، از شرق به دریای مازندران (کاسپین) که نماد ایرانی آن می چربد همسایگی دارند، از غرب به ارمنستان و ترکیه بر می خورند که ریشه مناقشه هایی است که از آن به هدف مطرح شدن در جهان استفاده کرده اند.
آذربایجانی ها با ضعف شدید دیپلماسی به هدف خوش خدمتی برای دولت ترکیه درگیری را در سال های نخستین شکل گیری خود با جمهوری ارمنستان به راه انداختند که هیچ نتیجه ای جز کشته شدن دو طرف و البته سقوط یک هواپیمای نظامی ایرانی که دهها تن از خانواده های دیپلماتیک ایرانی در مسکو را به تعطیلات نوروز در ایران می آورد به خاک و خون کشید.
گذشته از عمد جدی سربازان آذربایجان در سرنگونی این هواپیما با توجه به نشان نظامی ارتش ایران، آگاهی نظامی از داشتن این هواپیمای تنها در ارتش آمریکای و ارتش ایران در منطقه و آگاهی از ایرانی بودن آن، همه و همه نشان از میزان بغض و کینه شروع کننده درگیری منطقه قره داغ داشت.
این مناقشه جز زیر سوال بردن چهره جمهوری تازه تاسیس آذربایجان هیچ منفعتی برای آنها نداشت و باعث جلب توجه سازمان های بین المللی و بشردوستانه به سوی جمهوری ارمنستان شد.
به طور کلی آذربایجان بحران هویت را با تفکرات کمونیستی و جنجالی علی اف شروع کرد و اگر کمک های ویژه دولت های سکولار ترکیه در دهه ۹۰ به این کشور نبود، چه بسا امروز وضعیتی مشابه ترکمنستان یا چچن داشتند!
البته ترکیه هم در این جریان منافع ملی خودش را دنبال کرد و زمانی که به دنبال عضویت در اتحادیه اروپا بود، با زیر پای گذاشتن خطوطی که آذربایجان برای آن جنگیده بود با ارامنه وارد مذاکره شد و حتی سفرهای دیپلماتیک برقرار کرد.
این رها کردن فرهنگی آذربایجان توسط دیپلماسی ترکیه فشار بیشتری بر آنها آورد تا برای تولید یک هویت مستقل تلاش های تازه ای را شروع کنند.
اما از زمان به بعد هم تلاش های آنها به هیچ نتیجه ای نمی رسد.
در بعد زبان، آذری ها به دلیل فراگیری ۷۰ ساله زبان روسی، کلمات، ادبیات، قواعد زبان روسی و حتی لهجه روسی در وجودشان نهادینه شده که نشانه های آشکار آن را می توانید در نگارش لاتین آذری و گویش آذری مخلوط با روسی به راحتی متوجه شوید.
برای نمونه بد نیست بدانید، در زبان روس ها از حرف X به عنوان حرف خ استفاده می شود. در مقابل روس ها کلمه ه یا تلفظ آن را ندارند و به طور کل برای ه از خ و گاهی از گ استفاده می کنند.
بازهم برای نمونه روس ها به کلمه آرشیو، آرخیو می گویند.
حالا اگر شما هم دو روز بیننده یکی از تلویزیون های آذربایجان باشید، بارها کلماتی را می شنوید که ریشه پارسی و ایرانی دارد ولی به جای کلمه ک آن خ به کار برده می شود. مانند تراکتور که تراختور گفته می شود.
یا اگر تصویر آرشیوی از تلویزیون های این کشور پخش شود، کلمه لاتین Arxiv (آرخیو) در گوشه صفحه حک شده است.
بی توجه به این موارد ۷۵ درصد از اسامی در آذربایجان عربی و پارسی است و بسیاری از فعل ها، صفت ها و گذاره ها برگرفته از زبان گسترده پارسی است.
جالب است بدانید که از اصول یک زبان داشتن خط و داشتن معادل های مشخص است. اما شاید باور آن برای شما سخت باشد که بدانید در ترکی آذربایجانی کلمه ای برگرفته از این زبان برای خدا وجود ندارد. تمام تلاش های شما به کلمه های الله، بارالها و حضرت حق ختم می شود.
با این وجود تقلید کورکورانه ای از حرکت تاریخی مصطفی کمال پاشا (آتا ترک) برای ایجاد هویتی مستقل مانند ترکیه انجام دادند.
آنها با خط لاتین و تعدادی از کلمات روسی که معنی های مشخصی برای خودشان دارد زبان ترکی آذربایجانی را پدید آورده اند که مانند خودرو مونتاژ شده ای با بدنه روسی، موتور پارسی، قوای محرکه عربی و تزیینات لاتین است.
زمانی به تقلیدی ناموفق آذربایجانی ها پی می بریم که درباره اقدام آتا ترک بیشتر دقت کنیم، چون زمانی که مصطفی کمال پاشا ترکیه کنونی را بنا نهاد، بنای حکومت عربی عثمانی از بین رفته بود و صدها سال سلطانیزم عثمانی و خشونت های ارتش آن مردم منطقه بالکان و بخشی از اوراسیا را اسیر و نسبت به آنها بدبین و باعث نفرت عمومی از عثمانی ها شده بود.
به خلاف برخی که در ایران دوست دارند، آتا ترک را فردی وابسته و خود فروخته بدانند، او فردی بسیار باهوش و مطلع از پاشنه آشیل فرهنگی و اجتماعی خودشان در منطقه بود.
او خوب می دانست باید برای ملتی که می خواهند و مجبورند در خاک عثمانی زندگی کنند، هویتی تازه و شخصیتی جدید طراحی و اجرا کرد و ترجیح داد به جای باقی ماندن در موقعیت عربی عثمانی به فرهنگ ایرانی و تمدن پارسی نزدیک شده و به مانند دیگر خلفا و پادشاهان ترک تاریخ از منابع فرهنگی و اجتماعی اقوام ایرانیان بهره ببرد.
به این دلیل است که امروز شما در زبان ترکی استانبولی به اسامی، کلمات، فعل ها و صفت های گسترده پارسی برخورد می کنید که باعث نزدیکی و ارتباط بیش از پیش دو ملت در دهه های اخیر شده است.
البته در دیدگاه مترقی خود ظاهر اروپایی را بسیار می پسندید و حتی تفکر ترکیه اروپایی را از نماد نگارش لاتین گویش ترکی استانبولی زمینه سازی کرد.
برخی این تفکر را میان آتا ترک و رضاخان مشترک می دانند و معتقدند رضاخان علاقه وافری به اجرای برنامه های وی در ایران داشت.
در حالی که رضا خان به همان اندازه هوش و ذکاوت برای شناخت محیط و ابزارهای فرهنگی نداشت و متوجه نشده بود که وی مانند آتا ترک گرفتار در منجلاب عثمانی ها و بی هویتی فرهنگی نیست و به راحتی با چرخشی فرهنگی و اجتماعی به اصل زندگی و هویت ایرانیان و اقوام گسترده آن می تواند دریچه های جدید را برای زندگی مردم کشورش باز کند.
برعکس وی به تقلید از آتا ترک به سرکوب عشایر و تخریب شکل قومیت هایی مانند ترک، کرد، لر و عرب پرداخت تا به اصطلاح تمامیت ارضی کشور را تضمین کند. در ادامه همین رویکرد آتا ترک در توجه به آلمان قدرت اول وقت جهان در رضاخان هم باعث بزرگترین اشتباه تاریخی او پیش از ترکیدن تاول جنگ جهانی دوم شد.
آتا ترک می دانست زبان عربی و خط عربی نمی تواند آبرویی برای آینده کشوری باشد که تفکرات روشنفکرانه او دنبال می کند. به همین منظور برای کنده شدن از وابستگی شدید فرهنگی و اجتماعی زبان و خلق و خوی عربی عثمانی ها خط لاتین را به شیوه کشورهای اسلاو شرق اروپا جایگزین خط قبلی کشور خودش کرد.
فکر کنید از ۱۹۳۸ که آتا ترک رئیس جمهور ترکیه شد تا ۱۹۹۱ چقدر باید بی اطلاعی و عدم شناخت بر یک تئورسین حاکم باشد که بازهم روش نخ زده نزدیک به ۵۰ سال قبل خود را انجام دهد.
با این حال آذری ها با الهام گرفتن از آتا ترک و بدون تحلیل از موقعیت و جایگاه آن خطی برای خود دست و پا کردند. گرچه این خط هم برای آذری ها نان و آب نشد چون خط گرجی و ارمنی چنان با قدرت در همسایگی آنها دارای پایگاه شد که کمتر کسی در کنار خط لاتین ترکی استانبولی به ترکی آذربایجانی توجه می کند.
در این میان آذری ها به دلیل سیاست شرور سازی حزب کمونیست شوروی که محصول مدیریت روسای فرستاده آنها از مرکزیت شوروی بود، جایگاه اجتماعی در مردم منطقه نداشتند.
حضور زنان و دختران آذربایجانی در مناطق و مراکز تفریحی منطقه خاورمیانه و اروپای جنوبی و شرقی در کنار بحران های اجتماعی و مافیای مالی حاکم بر این کشور نگذاشت که هویت مورد علاقه موسس این جمهوری تشکیل شود.
حالا مدتی است که به دنبال یک تصور بزرگ برای یک سوژه بزرگ هستند! در تلاش برای بزرگ کردن فرزند از مادر بوده و ادعای آذربایجان بزرگ را در دهان می اندازند.
الهام علی اف در سالهای اخیر به دنبال این سوژه بوده و بارها خود و پدرش را رهبر چندین میلیون آذربایجانی می داند و در برابر سکوت معنی دار دستگاه دیپلماسی ایران بارها به تمامیت ارضی ایران و اتحاد قومی و قبیله مردمان ایرانی متعرض شده است.
حالا الهام علی اف که نماد نام خانوادگی روسی را با خود یدک می کشد و دست کم به اندازه تاجیک ها جسارت این را نداشته که مهر روسی بودن را از روی پیشانی خود بردارد، به مانند عرب های جنوبی حوزه خلیج فارس شروع برای ساخت یک هویت جعلی به سرقت های فرهنگی و عنوان سازی های غیر واقعی دست می زند.
دو سال پیش در جریان جشنواره موسیقی یورو ویژن از مقبره الشعرای تبریز به عنوان نماد آذربایجان استفاده کرد. سالهاست تلویزیون سیاسی و ضد ایرانی به نام گوناز را تقویت مالی می کند ولی به مانند شبکه های لوس آنجلسی گاهی وقت ها بی دلیل قطع می شود، گاهی هم تله تاونی گذاشته می شود و کاسه گدایی به دست می گیرند.
این فرقه “آذربایجان بزرگ” جرات نزدیک شدن به عقلا و فرهیختگان ارزشمند ایرانی ساکن در تبریز، ارومیه، اردبیل و زنجان یا به تعبیری آذربایجان بزرگ واقعی را نداشته و حتی حاضر به فکر کردن در این مورد نیستند.
تنها بر روی یک سری مستندات مجهول تاریخی در مورد امین رسولزاده که مشخص است ایرانی مبارز علیه حکومت تزاری و تصرف ۱۷ شهر قفقاز بوده البته با تحلیل های پانترکی خودشان سعی در معرفی شخصیتی ویژه می کنند و از او به عنوان نخستین رئیس جمهور آذربایجان نام می برند. در حالی که در فاصله بین حکومت تزاری و انقلاب بلشویکی اقدامات هرج و مرج طلبانه و خودمختار در این منطقه وجود داشت.
حالا تئوری پردازان آذربایجان کوچک سعی می کنند از عوام، افراد کم سواد و جوانان بی اطلاع روستایی مخاطبی برای تئوری خود پیدا کنند تا واژه به حق آذربایجان بزرگ که نگین شمال نقشه ایران است را به بدنه کوچک متصل کنند.
جالب اینجاست که در مواجهه بیرون از مرزها و سیاست های این کشور، اتباع آذربایجانی گرایش شدید به مردم ایران دارند، طایفه کردها، تالش ها و تات ها براساس ریشه های ایرانی خود علاقه و ارتباط جدی با مردم ایران دارند.
این اقوام ایرانی به دلیل رویکرد سکولار دولت آذربایجان حتی به اندازه شیعیان جعفری ترکیه هم آزادی ندارند و در بند تفکرات کمونیستی مخفی دولت آذربایجان گرفتار شدند.
به نظر می رسد آذربایجانی ها تا اینجا نیز برای هویت بخشی به ملیت خود راه درست را آمده و به وابستگی خود به فرهنگ ایرانیان را متوجه شده اند، اما شاید متوجه این نشده اند که دزدیدن گندم از سیلو جز سیری کوتاه مدت فایده بیشتری ندارد.
با این وجود پلاک روسی، کمونیستی و ضد اخلاقی حاکمان آذربایجان را حتی پس از فروپاشی حزب کمونیست شوروی هم می توان دید. حرمت اجتماعی و ارزش های انسانی در آذربایجان سطح بسیار بی ارزشی دارد بطوری که حتی شبکه های تلویزیونی خصوصی و دولتی این کشور به خلاف رعایت هنجارهای اخلاقی توسط شبکه های حاضر در منطقه و ماهواره ترکست، بی هیچ واهمه ای تصاویر غیراخلاقی و ناهنجار متضاد با فرهنگ خانواده را به نمایش در می آورد.
تعداد زنان و دختران این کشور که برای فعالیت در کلوپ های شبانه و مناطق تفریحی منطقه جا به جا می شوند روز به روز افزایش پیدا می کند و حتی ناهنجاری های آنان به قدری گسترش یافت که برای نمونه دولت امارات از سفر زنان زیر ۴۵ سال مجرد آنها به این کشور جلوگیری می کند.
سیاست های خصمانه نسبت به همسایگان و نداشتن جایگاه اجتماعی در منطقه از دیگر مشکلاتی است که روز به روز آذربایجان را زیر سایه سنگین ایران، روسیه و ترکیه مخفی می کند.
با این حال آذربایجان شوروی دیروز و جمهوری آذربایجان امروز روی نعل وارونه فرهنگی خود ساخته دستاویزی ندارد و حتی حمایت های ویژه آمریکا و همکاری های گسترده با اسراییل هم نفعی در ایجاد هویت برای آنها نداشته است.
در سال های اخیر به دلیل پایین بودن سطح نیروی انسانی و جمعیت مناسب و از همه مهمتر بدنه متخصص برای اقدامات فرهنگی رویکرد جدی به جذب هموطنان آذری ایرانی داشته اند. دوست قدیمی که در سوئد زندگی می کند می گفت: “برای مراسم سالگرد استقلال آذربایجان به سفارت این کشور دعوت شدم، با تعجب دیدم تمامی گردانندگان این مراسم ایرانی های حاضر در استکهلم هستند!”
دوست دیگری هم در وین زندگی می کند همواره با اعتراض دوستان ترکیه ای خود مواجه است که چرا برخی هموطنان شما هویت ملی و ارزش وطن را فراموش کردند و زیر پرچم کشوری دیگر فعالیت می کنند؟
من به عنوان یک ایرانی معتقد به اقوام گسترده در کشورم، اعتقاد دارم توهم آذربایجان بزرگ هم مثل خط تقلیدی در جمهوری آذربایجان راه به جایی نمی برد و این تصور آن قدر از فکر دولت آذربایجان کوچک بزرگتر است که شاید قرن ها نیازمند بررسی و تحلیل شرایط آن باشند، تا شاید در فرضی محال روی به وجود آمدن آن امکان بحث ایجاد شود.
در این میان شرح وطن فروشی برخی از به اصطلاح اتباع ایرانی داستان تازه ای نیست، اما به واقع نمی دانم چرا وقتی کنفدارسیون فوتبال آسیا عنوان “شاهزادگان پارسی” را به عنوان لقب تیم ملی ایران در مسابقه های جام ملت های آسیا بر می گزیند، به یک سایت ورزشی خارجی چه ارتباطی دارد که آتش بیار معرکه شود و از روز نخست بنای تحریک را آغاز کند؟
در این میان توهین به ملیت و نشانه ملیت ما یعنی پارسی بودن را در سایت خود لینک می دهد و هیچ دستگاه نظارتی هم اعتراضی به این مجموعه نمی کند؟
ایرانیان در بدترین شرایط تاریخی مورد حمله اعراب وحشی که در زیر چتر خلیفه دوم بودند، سر خم نکردند! به خلاف مصر و شام و اورشلیم عرب زبان نشدند! در کمتر از ۵۰ سال در لشگر مختار ثقفی انتقام تاریخی از متجاوزان به ایران گرفتند! در زمان خواجه نصیر برای دومین بار انتقام سختی از عرب های عباسی گرفته و به توصیه دانشمند ایرانی بغداد و خزاین و کتابخانه آن را سوزاندند، در تاریخ معاصر هم هشت سال با عراق و تمام امت های به اصطلاح عرب جنگید! حالا خنده دار است که از کشوری زیر ۱۰ میلیون نفر که نیمی از آنها را در محدودیت و اختناق نگاه داشته و نیمی دیگر برای کارگری و تن فروشی به سراسر دنیا صادر می شوند وحشتی داشته باشد.
مهم این است که چرا راه نفوذ و ورود زنبور را به سرسرای مجلل ایرانیان باز می کنیم که صدای ویز ویز این مزاحم اندکی باعث به هم خوردن آرامش شود؟ حتی اگر یک سایت ورزشی باشد؟!
برای دیدن تازه ترین توهین آشکار به فرهنگ و تمدن پارسی کلیک کنید